ذبيح الله صفا

1014

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

نظام در شاعرى استعدادى وافر داشت و همچنانكه گفته سعى مىكرد لفظ و معنايى از ديگران بعاريت نگيرد و اگرچه اين دعوى را بپايان نبرد « 1 » ولى بهرحال شعر او تازگى و طراوت خاصى دارد كه بيقين از شور جوانى سرچشمه مىگرفت . وفاتش بنابر آنچه در مقدمهء ديوانش آمده روز يك‌شنبه 25 ذى الحجهء سال 1029 ( تسع و عشرين و الف ) بسى و دو سالگى اتفاق افتاد ( درين صورت تاريخ ولادتش سال 997 بود ) و او را در حافظيهء شيراز به خاك سپردند « 2 » ازوست : ذوق محبتى كو تا سر كنم فغان را * ويران كنم بآهى بنياد آسمان را در حيرتم كه از مصر تا بوى پيرهن رفت * چون غيرت زليخا ره داد كاروان را از بس مرا تعلق با خاك اين چمن بود * صد جا نهادم از شوق بنياد خانمان را گويا غبار غيرى بر آن درست كامشب * خوش گرم گريه ديدم چشم گهرفشان را ( 1 ) - لاف شعر آن كس تواند زد كه مانند نظام * گرد لفظ كس نگشت و معنى كس برنداشت

--> ( 1 ) - زيرا او هم در زمرهء استقبال‌كنندگان از اين و آنست و طبعا تحت تأثير لفظ و معنى آنان . ( 2 ) - جامع ديوان او نوشته است كه مير ابو محمد تاريخ مرگ نظام را بدينگونه يافت : اى بوده بزندگى پناه شعرا * خاك تو شدست قبله‌گاه شعرا پرسيدم از ارباب خرد تاريخش * گفتند « نمانده پادشاه شعرا » اين تاريخ ( 1035 ) است نه ( 1029 ) ؛ و همين شاعر در رباعى ديگرى كه دربارهء مرگ نظام ساخته وفاتش را در سى و دو سالگى بيان كرده است . اما در تذكرهء نصرآبادى ( نسخهء چاپى ) سال وفات نظام 1039 و در « روز روشن » سنهء تسع و عشرين ( 1029 ) يا تسع و ثلاثين ( 1039 ) ضبط شده و گويا به همين سبب باشد كه چارلز ريو ( فهرست نسخه‌هاى فارسى در كتابخانهء موزهء بريتانيا ، ج 2 ، ص 682 ) تاريخ اخير را براى واقعهء مرگ نظام دستغيب آورده است ، ولى تاريخ مرجح آنست كه جامع ديوان گفته ، يعنى 1029 ، در حالى كه ديوانش را در سال 1030 ، پس از وفات شاعر ، جمع‌آورى مىكرد .